تبليغاتX
روزنه







گویند در زمان سلطان محمود غزنوی روزی پسر سلطان که بهروز نام داشت با پراید سفید خود از خيابان ملاصدرا ميگذشت و به سوی سرای برق در ديار قصرالدشت ميشتافت که در ميان راه به ارابه ای لگن بر خورد کرد که در آن يک بانوی جوان و بسيار زيبا بود و زنی زشت و بد اخلاق آن ارابه را ميراند که مادر آن دختر بود و در اثر تصادف آن ارابه که از جنس کدو بود ترکيد و به وسط خيابان پاشيد و آن مادر و دختر بدون وسيله گشتند و بهروز از آنها درخواست کرد که آنها را به منزل برساند و از بانوی جوان پرسيد که در کدام ديار زندگی ميکنند و بانوی جوان تا خواست حرفی بزند آن زن بگفت ما را با تو کاری نيست خسارت ما را بده تا ما برويم و خود بلديم به منزلگاه برويم و بهروز کيسه ای اشرفی از داشبورد ماشين در آورد و به آن زن داد و فقط پسر فهميد که اسم آن دختر سيندرلا بود و آنها يک تاکسی سمند گرفتند و برفتند وبهروزهم تيکافی نمود و دور در جا بزد و به دنبال تاکسی رفت و يه تريپ از بقل ماشينشون که
داشت سبقت ميگرفت سيندرلا با زحمت يه لنگه جورابشو پرت کرد تو ماشين
بهروز وای............. که چه بوی گندی ميداد ولی وقتی توی جوراب رو نگاه کرد يه تيکه کاغذ بود با اين متن : عزيزم من دوستت دارم اين زن نامادری من هست و پدرم در جنگ با گلادياتورها در رکاب سلطان محمود جان خود را باخت و من ماندم و اين زن و دو دخترش که صبح تا شب دنبال بزم و رفتن به کافی شاپ و سرخاب و سفيداب خود هستند و من استثمار شده ام و بسيار محدود حتی نميتوانم سمت تلفن بروم بيا و من را نجات بده ............
بهروزداشت نامه را ميخواند که با صدای مهيببی به خود آمد او به ستون تخت جمشيد برخورد کرده بود و ديگر ماشينش راه نميرفت و او ماند آنجا تا اينکه يک موش از زير ستون آمد بيرون و با خشم به بهروز نگريست بهروز هم زد زير گريه و داستان رو تعريف کرد موش دلش به حال بهروز سوخت و گفت من صافکارهستم و به تو کمک ميکنم او ماشين بهروز را درست کرد و سوار شد و گفت بيا من تو را به سرای آنها ببرم خلاصه از کوچه ها و خیابان ها و دریا ها گذشتند تا به انتهای مدرس رسیدند و آقا موشه یه خونه قدیمی رو نشون داد و گفت که سیندرلا اینجاست
به اونجا رسيديم که اونها يعنی
بهروز و آقا موشه به يه خونه قديمی رسيدند ، يه خونه کاهگلی با ديوارهای بلند . زنگ زدند و دخترکی مثل ميمون ( دختر خوشگل هم مگه داريم ؟؟ ) در رو باز کرد و تا بهروز رو ديد از خوشحالی کله قند تو دلش آب شد و گفت : جون امری داشتيد !!!! بهروز هم گفت من با سيندرلا کار دارم دخترک گفت مگه من مُردم که تو با اون ايکبيری کار داری ؟ بهروز هم گفت برو ای دخترک چشم سفيد شما با آن دخترک معصوم چه کرده ايد ؟ چرا او از خانه فراری شده ؟ آيا پدرتان را کشته است يا مادرتان را لگد کرده ، آن طفل معصوم حتی وقت نميکند جوراب خود را بشورد باور کنيد ماشين من هنوز بوی سگ مرده ميدهد !!! من آمده ام تا اين دخترک را نجات بدهم و حداقل او را به حمام بفرستم ، شما خيلی بد هستيد الهی خاک بره تو چشمتون ( اوا خواهــــــــــــــــــــــــــــر ) دخترک که تا اين لحظه ساکت بود به حرف آمد و گفت عزيزم مثل اينکه شما داستان زياد ميخوانی و اين سيندرلا رو با سيندرلای تو کتاب اشتباه گرفتی در اين لحظه آقا موشه ضربه محکمی بر سر بهروز کوفت و گفت : خاک تو اون سرت منو سر کار گذاشتی ؟!!!
و دختر که اسمش
نیلوفر بود گفت ای جوون اين دختر که تو دوست داری ۱۲۷.۰.۰.۱ تا دوست پسر داره عزيزم ، ميخواهی موبايلش رو بيارم ببينی تو حافظه چند تا پسر داره يا پيامهای کوتاهشو ( اس.ام.اس ) ببين صبح تا شب خانوم تو آرايشگاه و باشگاه بدنسازی ول ميگرده بعد از ظهرها خانوم يا پارک خلدبرین ميگرده يا سرخه بازار خدا نگه داره ايران زمين و گلستان رو اونجاهارو که آباد کرده....!!!!!
بوی جورابشم ماله اينکه تنبل خانوم سال تا سال جوراباشو نميشوره !! و تو خيابون دنبال گاگولهايی امثال تو ميگرده ، در اين لحظه آقا موشه به صورت
بهروز تف ميکنه و ميگه ای بی غيرت خاک تو ملاجت کنن ..... بهروز ميره تو فکر و راه ميافته ميره و سوار ماشين ميشه که باز ميکوبه به ديوار ولی اينبار ميپره و از خواب بيدار ميشه يه کم چشماشو ميماله و ميبينه که ديرش شده و بايد ميرفته سر کار ، اينجوری ميشه که بهروز خان ما بی خيال زن گرفتن ميشه ، ....



نوشته شده در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 11:46 توسط بهروز
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


روزنه یعنی

  

روزنه يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

روزنه يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

روزنه يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

روزنه يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

روزنه يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

روزنه يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

روزنه يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

نگاه مرا باور كن
دستان مرا باور كن
احساس مرا باور كن
قلب مرا باور كن
حرف مرا باور كن

 



نوشته شده در شنبه 1385/05/14 ساعت 20:9 توسط بهروز
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


هر روزنه به روزنه دیگر راه دارد

تاریخچه زندگی بهروز داوینچی :

بهروز داوینچی متولد سال ۱۹۶۵ میلادی می باشد او در شهر شیرووینچی در کشور یونان باستان متولد شد. اودر دوران زندگی روزهای سختی رو گذراند .بهروز داوینچی در ۶ماهگی راه می رفت او حتی در ۶ماهگی دوست دختر داشت وقتی مادرش او را کنار نوزادی در پارک گذاشته بود او فوری مخ نوزاد را زد وقراری  در دوسالگی در همان پارک با نوزاد گذاشت پس می توان  او را مخ این کار نامید.

او وقتی به سن ۳ سالگی رسید استعدادی فراتر از خود داشت و از همان ۳ سالگی با روزنه های زندگی اشنا بود و دوست تو هر روزنه ای می کرد اصلا می توان گفت که او در روز با روزنه های زیادی کار می کرد  واز همان موقع بود که تصمیم گرفت روی روزنه در آینده آزمایشهایی انجام دهد.

او در سن ۵ سالگی اولین روزنه زندگی را کشف کرد و مشهور عام و خاص شد وبه خاطر علم فراتر از خود در ۶ سالگی ازدواج کرد اما چون همسر او از روزنه های زندگی سر در گم بود زندگی انها ۲ ماه  بیشتر دوام نیاورد.

او در ۷ سالگی اولین کتاب خود به نام روزنه های جهان هستی  را به بازار داد و جوانان استقبال زیادی از آن کردند.

او در سن ۱۰ سالگی برای بار دوم ازدواج کرد اما با همسری که از خود ۱۲ سال بزرگتر بود چون می دانست که او از روزنه های زندگی اطلاع دارد و زندگی خوبی داشت اما این زندگی خوب هم پایان خوبی نداشت و باز هم کار به جدایی کشید وقتی که از همسر وی پرسیدیم که چرا او گفت داوینچی از صبح تا شب فقط با روزنه کار دارد .

بهروز داوینچی همچنان ازمایشات خود را مورد بررسی قرار داد تا یکی از بزرگترین روزنه ها را در شهر داراب در ایران پیدا کرد و به آنجا سفرهایی انجام داد و با آزمایشهایی که بر روی روزنه انجام داد فهمی که هر روزنه به روزنه دیگر راه دارد و به قول این دانشمند مطرح یونانی می گوید در ایران روزنه های خوبی وجود دارد اما به دلیل مسائلی که وجود دارد نمی توان انها را یه جوانان نشان داد.

و اینک این دانشمند مطرح در سن ۲۳سالگی به سر می برد وبه دنبال کسی است که روزنه های جدیدی از زندگی به او نشان دهد لذا از دخترانی که به دنبال مطالب علمی روزنه هستندبا ایمیل شخص وی در تماس باشند .

و این داستان ادامه دارد بهروز داوینچی



نوشته شده در شنبه 1385/04/31 ساعت 19:36 توسط بهروز
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


                                           روزنه                                                        

اشتباه نکنید روزنه همان دیدگاه زندگی است

 

عزیزم تو مثل روزنه ای هستی                              که از روزنه ات نور عشق می تابد

 

من به روزنه ی تو افتخار می کنم                    چون روزنه ای همچون روزنه ات ندیده ام

 

عزیزم روزنه هاست که زندگی رو زیبا می کنند    پس بیا از روزنه های زندگی استفاده کنیم

 

عزیزم بیا روزنه های زندگی رو یکی یکی         از بین ببریم تا به روزنه ی جدیدی برسیم

 



نوشته شده در دوشنبه 1385/04/26 ساعت 13:5 توسط بهروز
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


هر روزنه به روزنه دیگر راه دارد

خوب تاریخچه روزنه را فهمیدیم حالا می خواهیم صحبت کنیم که روزنه چیست و چطورب به وجود می اید ؟

روزنه به جای گفته میشود که نور و هوا ولوازم جانبی از داخل ان عبور کند در زمانهای خیلی قدیم از روزنه ها استفاده های خوبی نداشتیم ولی در این زمان حتی به طور دسته جمعی هم از آ ن استفاده می کنیم و یادمان باشد هر موقع که بخواهیم اراده کنیم می توانیم روزنه ایجاد کنیم

حالا هدف ما از به کار بردن روزنه در این وبلاگ این است که می خواهیم روزنه های زندگی رو که ما آنها را مخفی می کنیم به شماها نشان دهیم و در مورد انها صحبت کنیم در ضمن به یاد داشته باشید که هر روزنه به روزنه دیگر راه دارد

امیدوارم از روزنه های خود به خوبی استفاده کنید و انها را در جامعه بیشتر به جوانان نشان دهید



نوشته شده در دوشنبه 1385/04/26 ساعت 12:12 توسط بهروز
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


هر روزنه به روزنه های دیگر راه دارد...

روزنه چیست؟

روزنه در سال ۱۷۹۰توسط دانشمند مطرح یونانی بهروز داوینچی  کشف شد او ابتدا روزنه را در دیوار کشف کرد و اولین روزنه در یکی از شهرهای ایران به نام داراب کشف شد .

هر روزنه به روزنه های دیگر راه دارد   و آن روزنه به روزنه های دیگر راه دارد و حالا این روزنه به روزنه های دیگر راه دارد و ابن روزنه باز هم به روزنه دیگری راه دارد و حالا همین روزنه هم به روزنه های دیگر راه دارد پس طبق این فرمول می توان گفت که روزنه به روزنه های دیگر راه دارد

ادامه دارد

 



نوشته شده در یکشنبه 1385/04/25 ساعت 12:17 توسط بهروز
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت



آمار و امکانات

وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید        اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !    لینک RSS    افراد آنلاين:     تعداد بازديدهای کل:

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

بهترين كدهاي جاوااسكريپت


irLearn.com

This Template designed by ParsTheme , Copyright © 2006 all rights reserved